سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
روزنوشت های جانبازی






   1   2      >

  • دبیر کمیته ملی پارا المپیک را عزل کنید
    (دوشنبه 4/9/87:: 10:55 عصر)
  • جانبازان

    نامه اعتراض آمیز جمعی از جانبازان 

     

    خبرگزاری مهر: 

     

    فدراسیون جهانی بسکتبال با ویلچر در حالی حکم محرومیت 4 ساله ایران از حضور در مسابقات بین المللی را صادر کرد که یکی از مقامات ورزشی ایران در همان بازی ها به گردن ورزشکاری از اسرائیل مدال انداخته است و علیرغم اطلاع و اثبات این مسئله وی همچنان در سمت خود مشغول است!

    به گزارش خبرگزاری مهر، به دنبال اتفاق سؤال برانگیزی که در بازی های پاراالمپیک پکن افتاد که در آن دبیر کمیته ملی پارا المپیک ایران در مراسم توزیع مدال ها با ورزشکار اسرائیلی دست داده و به گردن او مدال انداخته است، جمعی از جانبازان نامه اعتراض آمیزی به علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی ارسال کردند.

    متن این نامه بدین شرح است:

    جناب آقای مهندس علی آبادی
    معاون محترم رئیس جمهور و ریاست سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک

    سلام علیکم، احتراما، همانگونه که مستحضرید، دبیر کل کمیته ملی پارا المپیک(...) که مطابق اساسنامه آن کمیته زیر مجموعه کمیته ملی المپیک می باشد در یک اقدام ... و وطن فروشانه، در جریان مسابقات تیراندازی بازی های پاراالمپیک 2008 پکن، با ورزشکار رژیم اشغالگر قدس خوش و بش می کند و دست می دهد و در حالیکه کراوات قرمز رنگی را بر سینه خود آویخته است، مدال نقره به گردن ورزشکار اسرائیلی می آویزد و در مقابل پرچم این رژیم جعلی خبردار می ایستد!!!

     لذا اینجانبان به عنوان شهروندان جمهوری اسلامی ایران و یادگاران هشت سال دفاع مقدس، از آن برادر عزیز و عضو کابینه انقلابی و اصولگرای دولت نهم که حتما از همه بهتر از موضعگیری های شجاعانه و آزادیخواهانه ریاست محترم دولت، جناب آقای دکتر احمدی نژاد در قبال این رژیم جعلی و نژادپرست و خون ریز و مظهر تروریسم دولتی اسرائیل مطلعید( موضعگیری هایی که خوشبختانه موجبات تعالی و عزت هرچه بیشتر نظام و کشور را در عرصه های بین المللی به ویژه آزادیخواهان جهان را فراهم کرده است) انتظار داریم، دستور فرمایید ایشان را از سمت خود عزل نمایند.

    باشد تا همه مرعوبان و خودفروختگان داخلی و اذناب خارجی آنها بدانند که قاطبه ملت غیور و شهیدپرور ایران اسلامی بر روی اصول و آرمان های خود همچنان پای فشرده و به هیچ روی بر سر آنها معامله نمی کند و این جمله شهید مظلوم دکتر بهشتی را که فرمودند:" ما تا آخر ایستاده ایم" یکبار دیگر اثبات عملی کنیم.

    ه گزارش مهر، پیش از این دبیر کمیته ملی پاراالمپیک در برابر اعتراض گسترده اعضای کاروان ایران در حالی دست به توجیه کار خود زده و گفته بود "من جایگاه جهانی دارم و باید به وظایف بین المللی ام عمل کنم" که تیم بسکتبال با ویلچر ایران که پیش بینی می کرد بعد از شکست مقابل آمریکا با تیم اسرائیل روبه رو می شود ، به دلیل تغییر ساعت حاضر نشد با آمریکا بازی کند و به همین دلیل ایران 4 سال از حضور در مسابقات بین المللی محروم شد.


    نظرات شما ()

  • هفته بسیج گرامیباد
    (یکشنبه 3/9/87:: 9:36 صبح)
  • جانبازان

    هفته بسیج بیاد همه بسیجیانی که  (که امروز سپاه آنان را رزمنده سابق و نه بسیجی می خواند) برای دفاع از این سرزمین به مقابله با خصم دون پرداختند. 

     

    قصه بچه بسیجی / مرحوم ابوالفضل سپهر  

     

    قصه بچه بسیجی

    یه روزی روزگاری

    دو تا بچه بسیجی

    نمی­دونم کجا بود

    تو فکه یا دوعیجی

     

    تو فاو یا شلمچه

    تو کرخه یا موسیان

    مهران یا دهلران

    تو تنگه حاجیان

     

    تو اون گلوله بارون

    کنار هم نشستند

    دست توی دست هم

    با هم جناق شکستند

     

    با هم قرار گذاشتن

    قدر هم رو بدونن

    برای دین بمیرن

    برای دین بمونن

     

    با هم قرار گذاشتن

    که توی زندگیشون

    رفیق باشن و لیکن

    اگر یه روز یکیشون

     

    پرید و از قفس رفت

    اون یکی کم نیاره

    به پای این قرارداد،

    زندگیشو بذاره

     

    سالها گذشت و اما

    بسیجی­های باهوش

    نمی­ذاشتن که اون عهد

    هرگز بشه فراموش

     

    یه روز یکی از اون دو

    یه مهر به اون یکی داد

    اون یکی با زرنگی

    مهر گرفت و گفت: «یاد»

     

    روز دیگه اون یکی

    رفت و شقایقی چید

    برد و داد به رفیقش

    صورت اونو بوسید

     

    گل رو گرفت و گفتش:

    «بسیجی دست مریزاد»

    قربون دستت داداش

    گل رو گرفت و گفت: «یاد»

     

    عکسهای یادگاری

    جورابهای مردونه

    سربندهای رنگارنگ

    انگشتری و شونه

     

    این میداد به اون یکی

    اون یکی به این میداد

    ولی هر کی می­گرفت

    می­خندیدند و می­گفت: «یاد»

     

    هی روزها و هفته­ها

    از پی هم می­گذشت

    تا که یه روزی صدایی

    اینطور پیچید توی دشت

     

    یکی نعره می­کشید:

    »عراقیها اومدن

    ماسکها تون بذارین

    که شیمیایی زدن»

     

    از اون دو تا یکیشون

    در صندوقشو گشود

    ماسک خودش بود ولی

    ماسک رفیقش نبود

     

    دستشو برد تو صندوق

    ماسک گازشو برداشت

    پرید، روی صورت

    دوست قدیمی گذاشت

     

    همسنگر قدیمش

    دست اونو گرفتش

    هل داد به سمت خودش

    نعره کشید و گفتش:

     

    «چرا می­خوای ماسکتو

    رو صورتم بذاری

    بذار که من بپرم

    تو دو تا دختر داری»

     

    ولی اون اینجوری گفت:

    «تو رو به جان امام

    حرف منو قبول کن

    نگو ماسک رو نمی­خوام»

     

    زد زیر گریه و گفت:

    اسم امام نبر

    ماسکو رو صورت بذار

    آبرو ما رو بخر

     

    زد زیر گوشش و گفت:

    کشکی قسم نخوردم

    بچه چرا حالیت نیست؟

    اسم امام رو بردم

     

    اون یکی با گریه گفت:

    فقط برای امام!

    ولی بدون، بعد تو

    زندگی رو نمی­خوام!

     

    ماسکو رفیقش گرفت

    گاز توی سنگر اومد

    وقتی می­خواست بپره

    رفیقشو بغل زد

     

    لحضه­های آخرین

    وقتی میرفتش از هوش

    خندید و گفت: برادر

    «یادم ترا فراموش»

     

    آهای آهای برادر

    گوش بده با تو هستم

    یادت میاد یه روزی

    باهات جناق شکستم

     

    تویی که روز مرگیت

    توی خونه نشونده

    تویی که بعد چند سال

    هیچی یادت نمونده

     

    عکسهای یادگاری

    جورابهای مردونه

    سربندهای رنگارنگ

    انگشتری و شونه

     

    هر جی رو بهت میدم

    روی زمین میندازی

    میگی همه­اش دروغ بود

    «یاد» نمی­گی، می­بازی 


    نظرات شما ()

    از محرومیت بسکتبال با ویلچیر ایران تا مدال انداختن به گردن ورزشکار اسرائیلی  

     

     

    در مسابقات پارالمپیک امسال  تیم ملی بسکتبال با ویلچیر جانبازان و معلولین بر اساس تدبیر مسئولین فدراسیون جانبازان و معلولین و کمیته ملی پارالمپیک برای روبرو نشدن با تیم رژیم اشغالگر صهیونیستی به بهانه تغییر ساعت مسابقه ایران و آمریکا با تیم آمریکا بازی نمی کند و در نتیجه دچار یک محرومیت شدید در سطح جهانی می شود. 

     

    محرومیت این تیم که برادران معلولین و جانباز برای عضویت در آن سالها زحمت زیادی کشیده بودند و با هزاران امید مشقات تمرین و فعالیتهای سخت ورزشی را به جان خریده بودنند با این محروحیت شدید برای چند سال ناامید و سرخورده کرد 

    با این حال برای این عزیزان تحمل این حادثه بدلیل پاسداری از ارزشها و آرمانهایی که بدان معتقدند قابل تحمل است .  

    ولی چگونه تحمل توان کرد که مسئولین این محرومیت خود با زیر پا گذاشتن این آرمان و اعتقاد با دشمن نرد عشق می بازند 

     چگونه قابل تحمل است که یکی از عوامل این محرومیت به بهانه حفظ اعتقادات مدال بر گردن ورزشکار اسرائیلی اندازد و در کنار پرچم رزیم اشغالگر قدس عکس بگیرد 

     

      ولی علی رغم اعتراضاتی که صورت گرفته مسئولین فدراسیون جانبازان ومعلولین مهر سکوت زده اند و منتظر نشسته اند با مرور زمان قضیه به فراموشی سپرده شود 

     

    پاوررقی: برخی اعتراضات و نوشته ها در این رابطه 

     

    دوگانگی در رفتار مسوولان کمیته ملی پارالمپیک ایران - روزنامه گل 

     

    رفتار خائنانه برای حفظ پست بین المللی!!  - جهان فوتبال

      

    مهر سکوت - روزنامه جمهوری اسلامی 


    نظرات شما ()

  • رفتار خائنانه برای حفظ پست بین المللی!!
    (یکشنبه 3/9/87:: 9:36 صبح)
  • جانبازان

    رفتار خائنانه برای حفظ پست بین المللی!!  

     

    جهان فوتبال 

    محرومیت پنج ساله و جریمه 5000 دلاری تیم ملی بسکتبال با ویلچر ما بازتاب وسیعی داشت، تا رسانه ها به اشکال مختلف به آن نگاه کنند. اما نکته حائز اهمیت اینجا بود که ما در پیکارهای پارالمپیک با آمریکا بازی نکردیم تا با اسرائیل غاصب دیدار نکنیم، چرا که اشغالگران قدس را به رسمیت نمی شناسیم ، ولی در جایی دیگر دبیر کل کمیته ملی پارالمپیک یعنی "اشرفی "برای توزیع مدال آماده می شود و مدال بر گردن ورزشکار همان اسرائیلی می اندازد که ما آن را اصلا به رسمیت نمی شناسیم و به خاطرش با محرومیت مواجه شدیم ! ای کاش مسئولان کاروان اعزامی پارالمپیک به پکن با تفکر بیشتری به این مساله می پرداختند تا هم با محرومیت پنج ساله و جریمه نقدی مواجه نمی شدیم و هم این حرکت غیر اصولی را انجام نمی دادیم. البته در این راستا مسئولان کاروان جهت دیدار با آمریکا به این دلیل اعتراض کردند و به میدان نرفتند که ساعت آن تغییر کرده یعنی از 15/11 به 15/9 موکول شده تا تیم ما به عنوان اعتراض حاضر به مسابقه نشود ولی با توجه به این رای ، آیا بهتر نبود بازی می کردیم ؟ در این خصوص خانم" اورچاد"رئیس فدراسیون جهانی بسکتبال با ویلچر تاکید کرده که این تغییر برنامه یا احتمال تغییرات در تاریخ پنجم سپتامبر یعنی پنج روز پیش از این بازی به همه تیم ها ابلاغ شده بود و همچنین اظهارات خانم "هانس "سخنگوی تیم آمریکا که گفته است : «ما با پیشنهاد تغییر زمان در بازی براساس نظر تیم ایران موافقت کردیم ولی از سوی ایران هیچ گونه پاسخ شفاهی دریافت نکردیم.» بنابراین می توان پی برد که این دلیل نمی توانسته است علت اصلی باشد و چون رای مشابهی در پارالمپیک سئول در خصوص تیم گلبال صادر شده بود حتما آقایان می دانستند که عواقب این گونه اعمال چه خواهد بود ! به اعتقاد نگارنده ما که می دانستیم نمی خواهیم با رژیم اشغالگر قدس بازی کنیم ، بنابراین باید با سربلندی و سرفرازانه اعلام موضع می کردیم که با اسرائیل غاصب بازی نمی کنیم تا بازتاب آن جهان ورزش را در بر می گرفت نه حالا که به بهانه تغییر زمان مسابقه با آمریکا بازی نکردیم و این مساله نه تنها بازتاب وسیعی نداشت بلکه با محرومیت و جریمه سنگینی هم مواجه شدیم! به هر تقدیر هنوز نفهمیدیم که این دوگانگی را چگونه هضم کنیم، یعنی در جایی به خاطر به رسمیت نشناختن رژیم اشغالگر قدس رویارویی با آنان را به شکلی نمی پذیریم، اما از سویی دیگر دبیرکل کمیته ملی پارالمپیک کشورمان با ورزشکاران رژیم اشغالگر قدس خوش و بش می کند و شخصا مدال بر گردن ورزشکاران اسرائیلی می اندازد و با آن ها دست می دهد!!! آیا عکس ها و فیلم های این گونه مراسم نمی تواند در جهان بیانگر این باشد که ما با اسرائیل غاصب مشکلی نداریم و آن ها را به رسمیت شناخته ایم ؟!! اما مساله اصلی این است که در کشورمان چه کسی مسئول برخورد با این قبیل اعمال ناشایست که به زیر پا گذاردن اصول و ارزش های نظام منجر می شود، است ؟ متاسفانه می شنویم که این آقای مسئول (اشرفی) در پاسخ به اعتراض برخی از اعضای کاروان گفته است : من در مسابقات رسمی چون جایگاه جهانی دارم . دیگر یک فرد ایرانی محسوب نمی شوم!!! آیا این توجیه مناسبی است تا با این اقدام غیراصولی و وطن فروشانه بخواهیم موقعیت به اصطلاح جهانی خود را حفظ کنیم ؟!! این بر مسئولان امر است تا با این گونه اعمال و رفتار برخورد نمایند تا دیگر شاهد چنین افتضاحاتی نباشیم و هر کس به خود اجازه ندهد تا به خاطر چسبیدن به مقام جهانی اش اعتبار و آبروی نظام مقدس ما را زیر سئوال ببرد 


    نظرات شما ()

    واقعا چه کسی پاسخگوست 

     

    هفته گذشته وقتی عکسهای دبیرکل کمیته ملی پارالمپیک ایران را دیدم که بر گردن خود کروات قرمز رنگی را آویزان کرده بود و در همان حال به گردن ورزشکاری از تیم رژیم اشغالگر قدس مدال نقره می آویخت و در مقابل پرچم آن کشور خبردار ایستاده بود!!! بدجوری احساس باخت تمام وجودم را تسخیر کرد. 

     باخت در میدانهای ورزشی نیمی از بازی است و قابل جبران است اما باختن هویت و آرمان و اصول غیر قابل جبران  

    آری باختن جان چه آسان و باختن آرمان چه مشکل 

    این درحالی است که در همین مسابقات پارالمپیک پکن بصورت خیلی ناشیانه بخاطر اینکه با اسرائیل روبرو نشویم با آمریکا بازی نکردیم و بدون هیچگونه بهره برداری سیاسی از این مطلب که ما اسرائیل را برسمیت نمی شناسیم تیم بسکتبال ما اخراج و با محرومیت طولانی پنج ساله مواجه گشت در صورتیکه می توانستیم بصورت عزتمند روبروی اسرائیل حاضر نشویم و دنیا نیز موضع مار ا بداند   

    عزیزان صداقت از همه چیز بهتر است هم با خالق و هم با مخلوق در غیر اینصورت اصرار بر عدم صداقت نتیجه اش رسوائی است. 

    داود حیدری 

    جانباز 70? و کاپیتان اسبق تیم ملی بسکتبال با ویلچیر 


    نظرات شما ()

    گزارشی از سایت جهان نیوز

    هر روز هزار تا کار داریم. از خانه به محل کار، از محل کار به محل کار دوم ، از محل کار دوم به خانه....حرص می خوریم که فلان چیز گران شده است. سر کرایه تاکسی دعوا می کنیم. عاشق می شویم. ازدواج می کنیم. برای وام گرفتن دنبال ضامن می گردیم. روزنامه می خوانیم. برای پرسپولیس و استقلال هورا می کشیم و سرو دست می شکنیم! حواسمان هست که هر وزیر کابینه با چند رای اعتماد وارد شده. قانون را رعایت می کنیم مگر دیرمان شده باشد و مجبور شویم از دست این ترافیک لعنتی ، سوار موتور شویم و ورودممنوع وارد خط ویژه شویم ویک دفعه ، یک ترمز وحشتناک! این ترمز وحشتناک همه چیز را می آورد جلوی چشمت.همه گذشته ات می آید. تصویر همه خاطرات و همه آنهایی که دوستشان داری و دوستت دارند و ...
     
    گاهی این ترمز وحشتناک می شود یک دیدار با یک جانباز. فقط یک روز از سال ترمز کنی. فقط یک روز از سال همه گذشته سرزمینت بیاید جلوی چشمت. بیمارستان بقیه الله، طبقه هشتم ، بخش اعصاب و روان. مردی با آرامش قدم بر می دارد که در روزگاری که فرمانده گردان شهادت بوده ، بزرگترین فرماندهان بعثی از دست او و بسیجی های گردانش آرام و قرار نداشته اند.چرا که گردانش گردان خط‌شکن لشکر بوده و خط شکنی هم که...
     
     حکایت دیدار ما با «حاج احمد پاریاب» بیش از آن که خواندنی باشد ، دیدنی بود. فقط چند جمله ای می نویسم برای قولی که دادم...
    جلو آینه اند رو یه تاقچه نمور
    دو سه تا ماهی تو یه تنگ بلور
    ماهی های شب عید بی گناه
    یکی از یکی تکیده تر مث ماه
    ماهی ها لباسشون مبدله!
    پولکاشونو ببینید!تاوله
    کارشون فقط نفس کشیدنه
    عکس دریا تو قفس کشیدنه

    نظرات شما ()

  • یادگار تلخ روزهای جنگ
    (شنبه 8/4/87:: 2:28 عصر)
  • جانبازان

     


    رژیم بعثی عراق در جنگ 8 ساله با ایران 350 بار دست به حمله شیمیایی زد که این اقدام ضد بشری دست کم 55 هزار جانباز شیمیایی بر جای گذاشت.


     


    این در حالی‌است که پیش‌بینی می‌شود حدود ???هزار جانباز شیمیایی غیر رسمی هم در کشور وجود داشته باشند. این‌ اعداد و ارقام فقط یک آمار ساده نیست.علاوه براین تعدادی از سربازان در معرض گازهای شیمیایی قرار گرفته و آسیب جدی دیده‌اند ولی تا سال‌ها متوجه‌آسیب‌های ناشی از استنشاق گازهای شیمیایی نشده‌اند.


     این دسته از قربانیان هم اکنون فاقد پرونده پزشکی هستند و اکنون با گذشت سال‌ها اثرات این گازها در آنان نمایان شده است. آمار رسمی جانبازان شیمیایی مربوط به کسانی است که در جنگ و در لحظه بمباران شیمیایی آسیب دیده و دارای سوابق پزشکی هستند.از سوی دیگرسالانه 37 میلیون دلار در ایران صرف هزینه‌های بهداشتی و درمانی مصدومان سلاح‌های شیمیایی می‌شود.


    از نظر تاریخی مواد شیمیایی یکی از ابزارهای جنگی بوده اما خاستگاه سلاح شیمیایی به جنگ جهانی اول برمی‌گردد. نخستین حمله‌گسترده شیمیایی با گاز پولور ‌22 آوریل ‌1915 در ناحیه‌ای در بلژیک رخ داد.


    در جنگ سرد، آمریکا و شوروی انبارهای بسیاری از این سلاح‌ها  را در اختیار داشتند که برای نابودسازی بشر و محیط‌زیست کافی بود،  این موضوع در نهایت در سال ‌1972 به تشکیل کنوانسیون منع کاربردی سلاح‌های شیمیایی در ژنو انجامید.


    کابوس سلاح‌های شیمیایی هنوز تهدیدی برای بشریت به حساب می‌آید،  این درشرایطی است که ایرانیان تجربه سختی از این سلاح ویرانگر در حافظه دارند و یادگارهای، گازهای خردل و عامل اعصاب در دوران جنگ، هنوز جان جانبازان ایرانی را می‌گیرد و مرگ تدریجی آنان را رقم می‌زند.


    حملات شیمیایی که با هدف قرار دادن نظامیان و غیرنظامیان تعداد قابل توجهی از اهالی شهرهای خرمشهر،  اشنویه،  سردشت را به گاز خردل و گازهای عصبی آلوده کرد؛یادگارهایی که آثارش در نسل‌های دوم متولد شده از آنها نیز دیده می‌شود.


    در جنگ عراق با ایران،  100 هزار ایرانی با عوامل شیمیایی و به‌طور عمده گاز خردل دچار مصدومیت شیمیایی شدند و احتمال افزایش آمار مصدومان به‌دلیل عوارض آتی آنها همچنان وجود دارد. شاید به همین دلیل است که در مناطق مرزی ایران به ویژه نواحی جنوب و جنوب غربی بروز ناراحتی‌های تنفسی و انواع بیماری‌های ریوی هنوز هم شایع است.در بمباران شیمیایی شهر سردشت،  3هزار تن در دم کشته شدند و 1500 نفر دیگر نیز پس از اتمام جنگ یعنی به‌طور میانگین سالی 75 نفر از این مصدومان جان خود را از دست دادند.


    براساس تحقیق صورت گرفته روی 32هزار مصدوم شیمیایی جنگ تحمیلی،  10 درصد مردم سردشت دارای ضایعه شدید تنفسی بوده،  25 درصد از ضایعه جدی پوستی و 70درصد از ضایعه شدید چشمی رنج می‌برند. براساس آخرین آمارها،  40درصد مصدومان شیمیایی دچار افسردگی،  32 درصد مشکل روحی و مابقی این مشکل را در حد خفیف داشته‌اند.


    می‌میرند ولی فراموش نمی‌شوند


    همان طور که گفته شد تاکنون 50هزار جانباز شیمیایی در کشور تحت درمان و دارای پرونده هستند که 70درصد آنها دچار ضایعه‌های خفیف بوده و 30درصد ضایعه‌های متوسط تا شدید دارند.


    این مجروحان به‌طور عمده دارای ضایعه‌های ریوی،  چشمی و پوستی هستند،  ولی به‌دلیل مزمن بودن، از مشکلات اعصاب و روان و کاهش تمایلات عاطفی و مشکلات خانوادگی رنج می‌برند به نحوی که براساس نتایج آخرین تحقیقات،  35درصد جانبازان شیمیایی دچار مشکلات اعصاب و روان هستند. به گفته کارشناسان،  میانگین سن مصدومان شیمیایی 42سال است.


    این در حالی است که20 سال پس از بمباران شیمیایی مناطق مسکونی سردشت و «دره قازان» مصدومان این حادثه، برای ادامه درمان نیازمند توجه بیشتر هستند. با وجود اینکه مسئولان معاونت بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران،  می‌گویند از متخصصان تراز اول دنیا برای درمان جانبازان دعوت می‌‏کنند و هر ماه یکی از متخصصان خارجی برای درمان بیماران خاص از جمله جانبازان شیمیایی، مغز و اعصاب و دردهای مزمن،  به ایران می‌آید،  اما بسیاری از مصدومان شیمیایی از وضعیت درمان خود ناراضی‌اند.به گفته مسئولان معاونت بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران،  این کار که با معاینه روزانه 15 نفر از جانبازان انجام می‌شود،  هزینه اعزام آنان به خارج از کشور را تا یک دهم کاهش می‌دهد ومتخصصان خارجی تازه‌ترین روش‌های درمانی را به پزشکان و پرستاران ارائه می‌‏دهند.


    آغازگران نبرد ناجوانمردانه


    در جنگ جهانی اول و در سال 1915 میلادی، سلاح شیمیایی از جانب آلمان‌ها به‌کار گرفته شد و سپس دیگر کشورها استفاده از آن را در برنامه جنگی خود گنجاندند.انگلیس پس از جنگ جهانی دوم،  از ماده مرگ آورعلیه استقلال‌طلبان مالایا استفاده کرد.


     آمریکا در جنگ ویتنام،  مواد شیمیایی و میکروبی را به‌کار برد. سال 1975 ویتنامی‌ها بمب‌های شیمیایی را در کامبوج علیه شورشیان خمرهای سرخ به‌کار بردند.
    سال 1979 ارتش شوروی سابق در یورش به افغانستان از سلاح‌های شیمیایی بهره برد تا این‌که سرانجام از سال 1980 تا 1988 و در جنگ عراق علیه ایران،  رژیم صدام هر جا که در جنگ به بن‌بست رسید،  از بمب‌های شیمیایی استفاده کرد.


    عراق در سال 1980 با انتقال مقادیری از عوامل شیمیایی و مواد اولیه مربوط از ذخایر شوروی سابق و همچنین خرید تجهیزات ویژه از کشورهای اروپایی به ویژه آلمان تولید مستقل جنگ‌افزارهای شیمیایی را آغاز کرد. رژیم بعثی عراق به استفاده از عوامل شیمیایی در جبهه‌های جنگ اکتفا نکرد و بارها در مناطق مسکونی،  به‌ویژه در روستاها بمب‌های شیمیایی خود را فرود آورد. بر اساس گزارش‌های رسمی حملات شیمیایی عراق علیه ایران و برخی مناطق کردنشین عراق به بیش از 30 بار می‌رسد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:


    - استفاده از گاز خردل در سردشت در هفتم تیر ماه سال 1366. این یکی از فجیع‌ترین و وحشیانه‌ترین حملات از نوع شیمیایی بود.
    -  بمباران شیمیایی بسیاری از روستاهای اطراف ایران در اسفند 1367
    - حمله شیمیایی به ساکنان شهر حلبچه و روستاهای اطراف آن در اسفند 1367. این غیرانسانی‌ترین مورد استفاده از عوامل شیمیایی بود. بمباران شیمیایی حلبچه وسیع‌ترین مورد استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی از زمان جنگ جهانی اول تاکنون به‌شمار می‌آید که دست کم 5 هزار تن از مردم این شهر کشته و 7 هزار تن زخمی شدند تا صدام فرجام وحشتناک زندگی خود را در آینه تقض حقوق بشر به روشنی ببیند


    منبع: روزنامه همشهری


    نظرات شما ()

  • مظهر احساس خدا فاطمه
    (شنبه 18/3/87:: 5:55 عصر)
  • جانبازان

    بمناسبت سالروز شهادت فاطمه الزاهراء قطعه شعری برگرفته از کتاب «در ردیف باران» سروده برادر جانباز بهروز ساقی


     


    آتشی بر علقمه


     



     


    ای همه حرف مرا خاتمه


    مظهر احساس خدا فاطمه


    آن که تو گل همدم او می‌شوی


    نیستش از دوزخ و غم واهمه


    چشمه به سوی تو روان می‌شود


    رود کند نام تو را زمزمه


    درد تو داغی شده بر میخ و در


    داغ تو آتش زده بر علقمه


    روز جزا کن تو شفاعت مرا


    فاطمه ای فاطمه ای فاطمه


     


    نظرات شما ()

  • غم هجر
    (یکشنبه 12/3/87:: 5:41 عصر)
  • جانبازان

    در غم هجر رخ ماه تو در سوز و گدازیم


                                         تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم


     


     



     


    نی قصه آن شمع چگل بتوان گفت                  نی حال دل سوختهء دل بتوان گفت

     

    هنگامی که او آمد نوجوان بودیم یا جوان

    از همان نسلی که در 15 خرداد 1342 گفته بود یاران من در گهواره اند

    او را هیچگاه ندیده بودیم

    ولی وقتی که آمد بر قلب ما فرود آمد و بر دل ما نشست

    عاشقش شدیم

    و مشتاق یک لحظه نگاه او

    پیر بود ولی دل ز ما ربوده بود

     

    هنگامی که خصم دون عزم نابودی ما کرد

    بفرمان او همه بسیج شدیم

    لباس خاکی بسیجی را بر همه زیورهای دنیوی ترجیج دادیم

    محکم و استوار در برابر دونان و ددان صف به صف

    چون پاره های آهن گداخته

     فریاد بر آوردیم

     

    « خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست».

     

    بر سر این عهد و پیمان با آن پیر؛ گروهی جانباختبم و گروهی جانباز شدیم

    از پا فتادیم و با درد و زخم دوباره برخاستیم

     

    به پیشگاهش عذر نقصیر آوردیم :

     

    گر چه دست و دل و چشمم همه آواره شده است

    باز شرمنده ام از این سر باقی مانده

     

    اما هنگامی که او رفت

    گویی که جان از بدن مجروحمان بیرون شد

     

    هنگامی که در معرکه آتش و خون یاران شهیدمان پر پر می شدند

    خویش را تسلا می دادیم که امام شهیدان هست

    اما پس از او

    دیگر چه جای ماندن

    :

    :

    :

    هر چند اکنون میان ما و او سالها فراق افتاده است

    ولی یاد او نام او بر قلب خسته مان حک شده است

     

    گر چه صد منزل فراق افتد مبان ما و دوست

    همچنانش در میان جان شیرین منزل است

     

    اما پس از او

     

    بوی خوش او را از سید علی استشمام کردیم

    و نگاه مهربان او را در دیدگان زلال سید علی باز یافتیم

    و این بار

    در دیده نهان کردن و رخ بر گرفتن شمس وجودمان

    ولایت سید علی تسلای خاطرمان شد

     

    عهد و پیمانی که بر با پیر فرزانه بسته بودیم

    با نائبش تجدید کردیم

     

    مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم

    هوادران کویش را چو جان خویشتن دارم

     

    و بر این پیمان تا آنگاه که هستیم؛ هستیم

     

    نظرات شما ()

  • لاله زار سبز
    (یکشنبه 5/3/87:: 1:33 عصر)
  • جانبازان

    شعری از شاعر گرانقدر جانباز بهروز ساقی بمناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر


    لاله زار سبز


     


    ای سرزمینت لاله زار سبز خرمشهر


    خونین دیار داغدار سبز خرمشهر


    با لاله های سرخ گلزار تو می زیبد


    بر قد و بالایت بهار سبز خرمشهر


    در هر قدم خاک گهربار تو افتاده است


    صدها دلاور پاسدار سبز خرمشهر


    یاران سرود فتح را مستانه می خواندند


    با تیربار بی قرار سبز خرمشهر


    آزادی ات را هدیه آوردند جانبازان


    رزمندگان این دیار سبز خرمشهر


    می روید از گلدسته های مسجد جامع


    چون گل اذان بر شاخسار سبز خرمشهر


    آری نشان افتخار تو شهیدانند


    این نخل های سر به دار سبز خرمشهر


    شادابی ات را پاس می دارند مردانت


    با رهبری والاتبار سبز خرمشهر


    اینک که خورشید ظفر تابیده بر بامت


    جاوید بادت روزگار سبز خرمشهر


    بهروز ساقی


     


    نظرات شما ()

       1   2      >

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • روزنوشت های جانبازی
    آنکه دانش می جوید، خداوند روزیش را به عهده می گیرد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
  •  RSS 
  • خانه
  • شناسنامه
  • پست الکترونیک
  • ورود به مدیریت وبلاگ
    کل بازدید : 11810
    بازدید امروز : 3
    بازدید دیروز : 7

    ........... درباره خودم ...........
    روزنوشت های جانبازی
    جانبازان[61]
    ............. بایگانی.............
    خبر- گزارش- گفتگو [29]
    جامعه و جانبازان [15]
    فرهنگی هنری [6]

    ........... دوستان من ...........
    روزنوشتهای جانبازی
    روزنوشتهای جانبازی

    ............. اشتراک.............
      ........... طراح قالب...........